حس

....

آتش دل

این شعر از یک اجرای قدیمی برداشت شده است، توضیحات انتهایی را حتما بخوانید.

دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد
دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد 

آفتاب عمر من   فرو رفت و ماهم از   افق چرا   سر برون کرد 
هیچ صبح دم نشد فلک    چون شفق ز خون     دل مرا لاله گون نکرد 

ز روی مهت جانا   پرده برگشا 
در آسمان مه را منفعل نما

به ماه رویت سوگند   که دل به مهرت پا بند   به طره ات جان پیوند 
قسم به ****(۱)    که جانمازش بر کن    تورا به رویت یک دم 

 بیا نگارا جمال خود بنما
ز رنگ و بویت خجل نما گل را

رو در طرف چمن     بین بنشسته چو من 
دلخون بس ز غم    یاری غنچه دهن

 گل درخشنده  چهره تابنده   غنچه در خنده    بلبل نعره زنان 
هر که جوینده  باشد یابنده  دل دارد زنده   بس کن آه و فغان 

ز جور مه رویان شکوه گر سازی 
به شش در محنت مهره اندازی

همچون سالک دست خود بازی 
همچون سالک دست خود بازی 

برگرفته شده از آهنگ آتش دل با صدای زیبای استاد جلال تاج اصفهانی

اسم شاعر رو پیدا نکردم.

 


۱- این قسمت از شعر به علت قدیمی بودن و کیفیت پایین آهنگ قابل شنیدن نبود. google هم کمکم نکرد. در نسخه ای هم که علیرضا افتخاری خونده، این قسمت رو حذف کرده اند.

 یکی از دوستان این آدرس را برای من فرستادند که متن تصحیح شده این شعر به همراه برخی نکات درباره اجرای اون توسط تاج اصفهانی اورده شده است. با تشکر از آقای رضا آذر.

 -----

 پی نوشت(هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸):

خیلی خوشحالم که بعد از حدود سه سال این پست هنوز خوانده می شود. تصمیم گرفتم که متن صحیح رو از منبعی که در بالا به اون اشاره کردم(از طرف رضا آذر) رو اینجا بگذارم. متاسفانه اون لینک که برای روزنامه ایران بود شکسته شده.

توی اون مقاله مورخه ۲۱ اسفند ۱۳۸۰ روزنامه ایران گفته شده بود که شاعر این شعر یعنی آقای حسن سالک از اینکه استاد تاج اصفهانی شعرش رو غلط خونده بوده بسیار ناراحت بوده. اون شعری که در اول ژست نوشتمُ خودم از شنیدن اجرای غلط برداشت کردم. کیفیت آهنگی که من گوش داده بودم اندکی پایین بود. بعضی از اشتباهات در شعر بالا به این دلیل هست.
 استاد تاج اصفهانی برای اینکه از دل سالک دربیاره در یک اجرای دیگر این شعر رو به صورت صحیح می خونه. یکی از دوستان به نام آقای امین مجد این لینک  در یوتیوب که اجرای این شعر توسط استاد تاج هست رو برای من فرستادن. متاسفانه من نتونستم بفهمم که آیا این لینک اجرای صحیح هست یا نه. در هرصورت صدای استاد بسیار دلنشین است و زیبایی شعر رو دو چندان کرده است. و اما شعر صحیح به قرار زیر هست:

 

در دل آتش غم رخت تا که خانه کرد

دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد

 

آفتاب عمر من فرو رفت  و  ماهم  از افق چرا     سر برون نکرد

هیچ صبحدم نشد فلک   چون شفق ز خون    دل مرا لاله گون نکرد

 

ز روی مهت جانا پرده برگشا    بر آسمان مه را منفعل نما

 

به ماه رویت سوگند   که دل به مهرت پابند    به طره ات جان پیوند

فراق رویت یک چند    به جانم آتش افکند     بکن به وصلت خرسند

 

بیا نگارا جمال خود بنما

به رنگ و بویت خجل نما گل را

 

رو در طرف چمن بین بنشسته چو من

دلخون بس زغم یاری غنچه دهن

 

گل درخشنده   چهره تابنده   غنچه در خنده   بلبل نعره زنان

هر که جوینده   باشد یابنده   دل دارد زنده      بس کن آه و فغان

 

ز جور مه رویان شکوه گر سازی

به شش در محنت مهره اندازی

 

همچون سالک دست خود بازی

همچون سالک دست خود بازی

-----

 پی نوشت بهمن ۱۳۹۰(تصحیح اردیبهشت ۱۳۹۱): عده ای زیادی از دوستان از جمله کامنت از طرف رضا اشاره کرده اند که آنچه استاد تاج در اینجا خوانده انداین بیت است: قسم به زند و پازند... به جانم آتش افکند.... فراق رویت دلبند(یا فراق رویت یک چند)
البته در اصل شعر که در بالا گذاشته ام شاعر حسن سالک اینگونه گفته:
فراق رویت یک چند به جانم آتش افکند بکن به وصلت خرسند

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 1:36  توسط رضا  |